دختر داف: اوا سلاّم ( با لحن اوایی بخونین)
فروشنده : به به سمیرا خانم از این طرفا راه گم کردین ؟
سمیرا: ای وای ما که همیشه مزاحم شما میشیم اقا دانیال. ( با لحن اوایی بخونین)
دانیال: اختیار دارین مغازه متعلق به خودتونه.
سمیرا: مرســــــــــــــــــــی شرمنده میکنین. ( با لحن اوایی بخونین)
دانیال: خب امرتون ؟
سمیرا: چاکلت خوب داریــــــــن ؟ ( با لحن اوایی بخونین)
دانیال: جـــــان ؟ چی چی لت ؟
سمیرا: چاکلت ! شکلات دیگه ( با لحن اوایی بخونین)
دانیال: اوه یـــــس ! حواسم نبود ولن تایمه !
سمیرا: آره
دانیال: خب پس اول بفرمائید دهنتونو شیرین کنید، ولن تایم تون هم مبارک !
سمیرا: اوا مرسی
دانیال: راستی اسمش ولن تایم هست یا ولن تاین ؟
سمیرا: ولن تایم !!!
دانیال: معنی شو میدونی ؟
سمیرا: تایم که همون تایمه !! ولن هم به زبان یونانی میشه عشق !!
دانیال: یعنی روز عشق !!!
سمیرا: آره
دانیال: البته مشتری ها که میان خرید یه چیزایی شنیدم ازشون منتحی گفتم شما که زبان انگلیسی خوندین بهتر بلدین ! خب حالا چی براتون بیارم ؟
سمیرا: یه چیزی میخوام که تک باشه !
دنیال: ببین اینو دارم 12 هزار تومن ، اینم 17 تومن ، اینم هست 23 تومن ! یه ذره گرون میشه
سمیرا: نه قیمتش مهم نیست آخه میدونی یه چیزی میخوام که تک باشه ! مزش ، جلدش همه چیش یعنی جای دیگه نشه خریدش
دانیال: اکــی ! حقا که مشکل پسندی ! یه لحظه وایسا ! حمید ، حمیــــــــــــــــد.
حمید: تبرکه !
دانیال: بابا مسخره بازی درنیار یه دونه از اون عروسکی ها بنداز پایین. بدو
حمید: بیا
دانیال: خیلی خب اینه، این عروسکیه از این سایز داره تا 5 سایز بزرگتر !
سمیرا: چند؟
دانیال: چون شمایی و .... در میاد 37 تومن
سمیرا: اکی ! من پول همرام نیست باید برم از عابربانک بگیرم ، تا کی بازین ؟
دانیال: این چه حرفیه قابل نداره ما تا ساعت 8 بازیم
سمیرا: اکی پس من زودی بر میگردم ، بای !
دانیال: به سلامت !
**
سمیرا: ولش کن بابا گور پدرش ! امشب بهش یه اس ام اس میزنم از سرشم زیاده اصلا تو ولن تایم فقط پسرا کادو میخرن نه دخترا !!
دیگه الان همه داستان والتاین که سرگذشت یک کشیش بنام "سنت والنتاین" هست رو میدونند و اگه کسی چیزی در موردش نمیدونه میتونه ازطریق جستجو در گوگل اطلاعات مورد نظرش رو در این باره بدست بیاره که این کار 2 تا ویژگی داره
اول اینکه بعد از خوندن سایت ها و وبلاگ ها مختلف میتونه بطور کامل از سرگذشت ولنتاین اطلاع پیدا کنه.
دوم اینکه کم کم متوجه وقوع یک فاجعه در فرهنگ ایران و ایرانی میشه که من میخوام این رو مورد بررسی قرار بدم.
از قدیم گفتن "عیسی به دین خودش موسی به دین خودش" جز در مواقع خاص ! یعنی چی ؟
یک مثال واضح میزنم
ایران و ایرانیان هیچ نقشی در به وجود آمدن برق، تلویزیون، تلفن و ... نداشته اند ولی از اون استفاده میکنند بنابراین اگر روزی را بعنوان روز جهانی تلویزیون معرفی میکنند بدون چون و چرا باید از اون پیروی کنند اما بعضی مسائل مختص به هیچ جایی نیست و فقط در حوزه فرهنگ خلاصه میشه مثلا روز کارگر، روز پرستار، روز پدر، روز مادر و ... مگه توی ایران کارگر زحمتکش کم داریم ؟ پرستار پدر و مادر چطور؟
فرض کنین روز پدر رو مصادف با جشن تولد شخصی بنام جرج واشنگتن قرار بدیم که در فرهنگ آمریکا و امریکایی از اون بعنوان بهترین پدر یاد میشه آنهم بدلیل اینکه
عرق خور توپی بوده !
سرخپوست ها رو منقرض کرده
و کشور امریکا رو مسقل کرده!!
در یک کلام این موضوع چه ربطی به من ایرانی داره !
اولا عرق خوردن در دین اسلام مجاز نیست
دوما در فرهنگ ایرانی کشتن و نابود کردن افتخار که نیست، ننگ هم هست.
سوما استقلال امریکا از انگلستان مثل ارتباط گوز و شقیقه با کشور ایران هست !
اگر ما در فرهنگ خودمون پدری که مناسب با معیارهای ما باشه رو نداشتیم آنوقت میتونستیم به آقای جرج واشنگتن افتخار کنیم ! و هر سال یواشکی برای پدرمون یک بطر عرق بخریم که اونهم اجازه خوردنشو نداشت !
امیدوارم متوجه ارتباط بین فرهنگ و جغرافیا شده باشید.
روز عشق و عاشقی هم از این قائده مستثنی نیست و این در حالی هست که اگر نگاهی دقیق به فرهنگ و تاریخ کهن ایرانی بندازیم میبینیم که بیست قرن پیش از میلاد ! روزی با نام "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" موسوم به روز عشق بوده است.
فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند.
و درهر ماه که اسم روز و ماه با هم یکی میشد ، جشنی متناسب با نام آن روز و ماه ترتیب میدادند.
بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"،
روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است،
روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است،
روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و
روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد.
به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.
مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندارمذ نام داشت که در پنجمین روز از ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.
با توجه یه توضیحات بالا مشخص میشه که سالشماری ایران باستان ۳۶۰ روز بوده و طبیعتا با تقویم امروزی که ۳۶۵ روز ۶ ساعت هست اختلاف داره.
در سال ۴۵۷ خورشیدی ، برابر با ۱۰۷۸ میلادی، حکیم عمر خیام نیشایوری شاعر، ریاضی دان، و فیلسوف بزرگ ایرانی با محاسبات زیاد، شاهکار دیگری تحت عنوان تقویم جلالی از خود با یادگار می گذاره، که دقیق ترین و با ثبات ترین ابزار گاه شماری به حساب میاد، که همه تقویم های دنیا بر اساس اون کار میکنند غیر از اعراب که همچنان بر طبل باطل میکوبند !!!
نکته: جالب اینکه "والنتاین" مصادف است با 26 بهمن (14 فوریه) و "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" که بر اساس تقویم زرتشتی در روز پنچم اسفند برگزار میشده امروزه مصادف است با 29 بهمن ! یعنی 3 روز اختلاف روی تقویم اما بالغ بر 22 قرن تفاوت و قدمت در تاریخ !
به نظر شما ارزش این رو داره که فرهنگ خودمون رو با فرهنگ بیگانه تاخت بزنیم ؟ شما کدام یک رو انتخاب میکنی ؟ 22 قرن سابقه و قدمت رو به 3 روز میفروشی ؟